شرف الدين على يزدى
45
ظفرنامه ( فارسى )
نكرد و از جادهء عدل و انصاف منحرف نشد و در حالت وفات ، ولىعهدى را به فرزند خود النجه خان داد . النجه خان چون بر سرير ملك تمكّن يافت به مراسم جهاندارى و وظايف كشورگشايى قيام نمود و در زمان او اتراك را اسباب و نعمت بسيار شد و از غرور مال و ثروت آهنگ عناد و نقمت كردند و از راه راست برگشتند و دين و ملّت را تارك شدند و طريق ضلالت و گمراهى پيش گرفتند ، چنانكه تمام ايشان كافر شدند و چون مدّتى بر آن بگذشت او را دو پسر به يك شكم آمد : يكى را تاتار نام كرد و ديگرى را مغول و هردو پسر بزرگ شدند و به درجهء حكومت ولايات رسيدند و چون پدر ايشان به مرتبهء كهولت رسيد ، ممالك را بر پسران قسمت كرد ، نصفى به تاتار و نصفى به مغول داد و ايشان هردو ، بعد از وفات پدر ، به موافقت يكديگر قوم و تبع را دارايى مىكردند و ايشان دو شعبه بودند تاتار و مغول . ذكر طبقهء تاتار شعبهء تاتار هشت نفر بودند : اول تاتار خان ، او اوّل ملوك تاتار بوده است . دوم بوقا خان پسر تاتار خان كه بر جاى پدر « 1 » بنشست و به امر حكومت اقوام تاتار قيام نمود و ايل و الوس پدران را دارايى كرد . سيوم ايلنجر خان كه بعد از پدر متصدى امر ايالت شد و چون او وفات كرد ، پسرش ايسلى خان - كه چهارم ملوك تاتار است - متقلّد ايالت گشت . پنجم اتسر خان بعد از او والى ايشان شد . ششم اردو خان بود كه بعد از پدر ، دارايى الوس تاتار به او مقرر شد . هفتم بايدو خان ، چون ملك آن طايفه شد ، به جهت آنكه از پدران به عدت و شوكت زياده [ بود ] ، لشكر به حدود الوس مغول كشيد و مخالفت در ميان ايشان باديد شد . هشتم سونج خان كه آخر ملوك تاتار بود و چون نوبت ملك پدر به دو رسيد ، آتش فتنه و عداوت چنان افروخته شد كه اصلاحپذير نبود .
--> ( 1 ) . د 4472 : پسر .